بسم الله ...

رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّیَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْیُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِینَ إِمَامًا

انتظار به سر رسید؛ بالاخره بانوی اردیبهشتِ خانه ما، آمد.

اینکه فاطمه کوچک خانه ما، ساعت 11:40 صبح چهارشنبه ای به دنیا آمد که روزِ مادر بود، روز تولد بانوی عالم هستی بود، را خیلی دوست داریم. شکرِ بیکران ...

خوش آمدی برگِ گلِ بابا؛ فقط خدا می داند که با دیدن چشمانت چه محبتی در دلم شعله کشید. همه ی حال و روزم بدون حجاب، برای آن ها که بیمارستان بودند، و آن هایی که تلفنی در آن لحظات من را دیدند، معلوم بود.

چقدر خوب که پیامک های پدر هست؛ که من این ها را برایت بنویسم:

رسیدن گل و نرگس به خیر و نیکی باد!

دل را مجال نیست که از ذوق دم زند *** جان سجده می کند که خدایا مبارک است

×××××××

پی نوشت: در جستجوی فراغتم که بعد از بازی با شما و جناب نورچشمی و بعد از زندگی با بانو، کمی به ظاهر این دفترچه مجازی برسم. نقدا بپذیر لطفا.

دوستت دارم بابا