سلام

دختر نازنینم، فاطمه خانوم مادر؛ با اینکه مدت هاست برایت ننوشته ام اما همیشه شوق نوشتن برای تو در وجودم جاریست. آنقدر وجودت و شیرینی هایت زیبا و دلنشین است که از مهرت سراسر وجودم را لبریز میکند.

چقدر با بند بند وجودم گره خورده ای و چقدر محبتت مرا در خود غرق کرده...چقدر شیرین کاری ها و دلبری هایت مرا مشغول و مجذوب خود کرده و چقدر دخترانگی ات آیینه ی زلال و پاکی از جمال الهی است.

با "حوّل حالنا" ی امسال هم باز مثل غنچه ای که در بهار میشکفد، تو هم شکفتی و به حرف آمدی و حسابی دل ما را با خود بردیلبخند

الحق که دختر بهار و بانوی اردیبهشتی خانه مایی...

دختر دوست داشتنی ام؛ با تمام وجودم دوستت دارم. میدانم که قد کوتاه توانم را، و ظرفیت کم روحم را میبینی...قصور های مادری را بر من ببخش... و برایم دعا کن تا رشد کنم در کنار تو، داداشی و بابا.